لسان الملك سپهر
1714
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
بيمارى من پرستارى كنم . فرمود : اى ابو بكر اگر در اين مرض پرستارى خود را بر غير اهل بيت تفويض كنم ، مصيبت ايشان افزون شود . پس در خانهء عايشه بستر بگسترد و ديگر زنان در آنجا انجمن شده تقديم خدمت همىكردند . شدّت مرض پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عايشه گويد : رسول خداى در فراش خويش از شدّت مرض منقلب بود ، عايشه عرض كرد : يا رسول اللّه اگر اين اضطراب در ما افتد بر ما غضب مىفرمائى . فرمود : اى عايشه مرض من صعب است و خداوند ابتلاى مؤمنان را صعب فرستد و هيچ خارى در پاى مؤمنى نرود جز اينكه منزلت او را رفيع گرداند ، و خطيهء او را بريزاند . يك روز عبد اللّه بن مسعود بر رسول خداى درآمد و بدن مبارك آن حضرت را مس كرد چنان گرم يافت كه دست را تحمّل مس نبود ، عرض كرد : يا رسول اللّه تبى گرم دارى . فرمود : تب من چندان است كه دو تن از شما را تب گيرد . گفت : پس تو را دو اجر باشد . فرمود : چنين است ، آنگاه گفت : بدان خداى كه نفس من به دست قدرت اوست كه هيچ كس نيست كه زحمتى از مرض به دو رسد ، جز آنكه خداوند گناهان او را بريزاند ، بدانسان كه درخت برگ خود را همىريزد . و هم از ابو سعيد خدرى آوردهاند كه : بر پيغمبر درآمد و آن حضرت قطيفهاى در برداشت و از زير قطيفه حرارت تب زحمت دست مسكننده مىكرد و هيچ دست را تحمل نبود كه بىميانجى مس بدن مبارك كند . ابو سعيد از در شگفتى گفت : سبحان اللّه ! ! پيغمبر فرمود : بلاى هيچ كس صعبتر از انبيا نيست ، چنان كه بلاى ايشان دو چندان است ، اجر ايشان دو چندان است . و بعضى از ايشان را خداوند رنج درويشى دهد چنان كه سلب ايشان در روز و شب افزون از يك عبا نباشد و شادمانى انبياء به بلا افزون است از شادمانى شما به عطا . مادر بشر بن البراء بن معرور بر پيغمبر درآمد و او را در تبى سخت يافت عرض كرد : يا رسول اللّه در هيچ كس چنين تب نديدهام ! فرمود : چنين است چه اجر ما دو چندان است . آنگاه فرمود : مردم در مرض من چه گويند ؟ عرض كرد مىگويند : مرض رسول خدا ذات الجنب است . فرمود سزاوار لطف خدا آن است كه اين مرض